باران مموش من و هادیباران مموش من و هادی، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

باران موش اوچولوی آمون جون و امون جون

اسب کوچولوی جوجوی ما

1392/5/9 13:52
نویسنده : ندا
127 بازدید
اشتراک گذاری

سلام فندقم

خوبی مامانی جات تو دل مامان راحته؟من که خیلی سعی میکنم مواظبت باشم چون تو همه ی زندگیه

من وبابا هادی هستی

دیروز 3شنبه بود 8 تیر که تعطیل بود منم کلی حوصلم سر رفته بود بابا هادی گفت آماده شو بریم تیراژه

خواب نینیرو دیدم بریم براش یه چیزی بخریم افطارم بیرون میخوریم

خلاصه حاضر شدیم و رفتیم یه دور زدیم اما خیلی گشنمون بود تا اذون گفتن رفتیم 2 تا هات چاکلت و کیک

خوردیم بعدش گفتیم بریم یه دور دیگه بزنیم توی یه مغازه بابا هادی یه دونه ازین اسبا دید که الاکلنگه وای

نمی دونی چقد ناز بود دلم داشت واسش میرفت رفتم تو پرسیدم گفت 230000 تومن ولی خیلی خوشگل

بود بابا هادیم که دید من دلم داره ضعف میره رفت تو مغازه خلاصه اون اسب خوشگل و واسه ی نینیه

نازش خرید نمی دونی چقد خوشحال بودیم تو رو تصور میکردیم که روش میشینی واسب سواری میکنی

مامانی قول بده که زودی بیای ما خیلی دلمون برات تنگ میشه

اینم عکس اسب نازت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)